498 | - تاریخ: 1402/10/6 ساعت: 16:34
بخش قلب داره تموم میشه و من واقعا نمیخوام از این بخش برم. زیباترین تجربیاتم رو توی این بخش داشتم و بهترین کشیکهایی که میشد رو اینجا رفتم. عاشق لحظه به لحظه و قسمت به قسمت این بخش شدم. پاراکلینیکها و بیماراش همه عالی بودن. کاردیولوژی واقعا زیبایی محضه. خصوصا استادمون که خیلی جوون بود و هرچی که میتونس...
497 | - تاریخ: 1402/9/25 ساعت: 20:45
دیروز زیباترین روز زندگیم بود. من دوست دارم فقط دیروز رو زندگی کنم. اگر تا ابد میتونستم دیروز رو زندگی کنم حتی یه لحظه هم ازش خسته نمیشدم. کاش هرروز، دیروز بود، کاش زندکی به اندازهی دیروز معنی داشت و غنی بود. دیروز عزیزم. دوستای قشنگم.❤️❤️❤️ Adblock test (Why?)
494 | - تاریخ: 1402/9/15 ساعت: 12:45
دوماه پیش نیدلاستیک شدم. بیمارش هم زیاد آدم مطمئنی نبود. اون موقع پیگیر نشدم و دیشب رفتم آزمایش دادم. حالا مثل سگ استرس گرفتم.
495 | - تاریخ: 1402/9/15 ساعت: 12:45
بهم پیشنهاد شده برم به عنوان GP کار کنم. آیا برم؟ آیا نرم؟
491 | - تاریخ: 1402/9/4 ساعت: 18:21
بابابزرگم تعریف میکرد که یه زمانی اینجا همهاش بلوط بود. از این سر تا اون سر دشت و تا بالای کوها فقط و فقط درختای بلوط رو میدیدی. مردم واسه هیزم زمستون همهاش رو قطع کردن. داشتم خودم رو لابلای بلوطا تصور میکردم و نور رو که از روزنهی درختا رد میشه. بشر عجب موجود مضریه!+بیاید غمهای کوچیک امروزمون رو تبد...
492 | - تاریخ: 1402/9/4 ساعت: 18:21
الان ۲۰۲۳ـه؟ چرا من یه ساله فکر میکنم که امسال ۲۰۲۲ـه؟:/
493 | - تاریخ: 1402/9/4 ساعت: 18:21
گاهی یه لحظاتی از زندگی چنان لذتبخشن که هروقدر با خودت فکر میکنی نمیتونی راهی رو متصور بشی که لذت حضور در اون لحظه رو تا ابد برای تو نگه داره. گاهی اونقدر اون لحظات باارزش و غنی هستن که هیچ عکس، فیلم یا دستگاه ضبطی قادر نیست بوی خوش اون رو برات حفظ کن. اینطور وقتها دوست دارم توی اون لحظه حل بشم و بر...
482 | - تاریخ: 1402/8/3 ساعت: 16:26
من تقریبا کارای پادکست رو شروع کردم. اگه کسی آدرس چنل رو میخواد بهم اطلاع بده که براش بفرستم.+ بچهها واسه همهی کسایی که کامنت گذاشتن و وبلاگ داشتن فرستادم. بقیه که کامنت خصوصی دادن یا اونایی که بلاگفا احتمالا کامنتشون رو خورده (چون زیاد کامنت فرستادم ممکنه اسپم حسابش کنه) اینجا بهم پیام بدن که واسشو...
483 | - تاریخ: 1402/8/3 ساعت: 16:26
بیاید امروز هم غمهای کوچیک و بزرگمون رو به کارهای کوچیک و بزرگ تبدیل کنیم. قرصای دیوونگیمون رو هم سروقت بخوریم.
484 | - تاریخ: 1402/8/3 ساعت: 16:26
رزیدنت داخلی از امیر میخواد که بره براش کتاب بخرهاون فکر کرده امیر کسیه که بشه ابیوزش کرد. نمیدونه امیر همون کسی بود که مجبورشون میکرد نه تنها بیمارای خودشون، بلکه بیمارای عفونی رو هم تو بخش داخلی بستری کنن. امیر از آدمای ابیوزیو خوشش نمیاد. Adblock test (Why?)
479 | - تاریخ: 1402/7/25 ساعت: 18:20
شبایی که کشیک نیستم میرم سانتر تروما تفننی بیمار میبینم، سوچور میزنم، آب حوض میکشم. امشب یکیشون گیر داده بود تو خیلی خوش اخلاقی و کارت خوبه، شمارتو بده من بعدا واسه بقیه کارام دیگه بیام پیش خودت:)))).خیلی دارم اوج میگیرم یکی من رِ بیاره پایین. Adblock test (Why?)
480 | - تاریخ: 1402/7/25 ساعت: 18:20
رفتم واسه عروسی یکی از بچهها واسه اولین بار کت و شلوار گرفتم و باید بگم این همه سال جاهل بودم که فکر میکردم لباس رسمی بهم نمیاد. خیلی هم زیبا شدم و گنگم بالاست. Adblock test (Why?)
481 | - تاریخ: 1402/7/25 ساعت: 18:20
زده به سرم یه چنل بزنم اپروچا و درمانای کاربردی رو از آپتودیت و رفرنسامون بیرون بکشم و پادکست کنم. خیلی وقت میگیره ولی حس میکنم واسه خودم هم میتونه مفید باشه. یه مدت شاید سایلنت امتحانش کردم و بعدش اگه خوب بود پابلیکش کنم. Adblock test (Why?)
473 | - تاریخ: 1402/6/31 ساعت: 20:09
دیشب یه نفر خودزنی کرده بود. با پای خودش اومد اورژانس. زخمش عمشق بود و بهش گفتم بره کاراشو انجام بده تا بستری بشه. سرش پر از جای خودزنی بود. گفت نمیخوام. زدم که جاش بمونه، پانسمانش کن که برم. پانسمانش کردم و رفت. ۳۰ دقیقه بعد یه نفرو با چاقو تو خیابون زد اونو آوردن بستری کردن:))))). Adblock test (Wh...
474 | - تاریخ: 1402/6/31 ساعت: 20:09
یه بنده خدایی رو آورده بودن. میگفتن درد شکم شدید داره. بذاریم اینجا بمونه یا ببریم سانتر داخلی؟ معاینه کردم و حس کردم مشکلش درد شکم نیست و داره اغراق میکنه. گفتم عیب نداره نگهش دارید. معاینه کردم و دیدم مردمکاش فیکسن. گفتم چیزی زدی؟ اولش ترسید. بعد بهش گفتم که نگران نباشه و فقط میخوام کمکش کنم. گفت ...
475 | - تاریخ: 1402/6/31 ساعت: 20:09
متاسفانه پس از یک ربع قرن زندگی متوجه شدم که اکثر تصمیماتی که تعیین کننده مسیر زندگیام بوده را نه با عقل، بلکه با اضطراب گرفتهام. اکثرا فکر میکنند که تنها دو قوهی عقل و احساس است همیشه در انسان در تضادند حالی که حوادثی فرای احساسات صحیح هستند که او را به بیراهه میکشانند و پس از آن با حس آرامشی کاذب ...
470 | - تاریخ: 1402/6/17 ساعت: 23:20
امشب همینطوری رفتم بیمارستان یه سرکی بکشم. موقع برگشتن یکی از بچهها اومد پیشم و گفت پزشک اورژانس میخواد بره شام بخوره میتونی یه ۱۰ دقیقه جاش وایسی؟ منم اول دو به شک بودم، پسره هم گفت نگران نباش، هرچیو ندونستی بذار تا خودش برمیگرده. رفتم دیدم عه این که همون اینترن سابق خودمونه که فارغالتحصیل شد. هیچی...
471 | - تاریخ: 1402/6/17 ساعت: 23:20
یکی از بچهها رفته بود چشم پزشکی و همین به قول خودمونی شماره چشمش ۴ بود! ازش پرسیدم چطور تاحالا متوجه نشدی؟ گفت فکر میکردم همه همینطور میبینن. یه مدت طولانی اسباب شادی و خندهی ما رو با این جمله فراهم کرده بود ولیخودم از بچگی تو نفس کشیدن مشکل داشتم، سرماخوردگیام طول میکشیدن، همیشهی خدااا مریض بودم و ...
472 | - تاریخ: 1402/6/17 ساعت: 23:20
بچهها، این ویروس جدیده آدمو پاره میکنه. حتما ماسک بزنید.
465 | - تاریخ: 1402/6/9 ساعت: 11:15
تجربهی طب اورژانس خیلی چیز عجیبیه. هرثانیه یه مریض بدحال با کلی زخم و عارضه داره وارد اورژانس میشه. همه بدحال و مشکل دارن و تو باید آرامش خودت رو حفظ کنی، فحشا رو نشنیده بگیری و کار همه رو راه بندازی.اورژانسها این موقع از سال بخاطر اربعین واقعا شلوغن و مریضها بدحال اما حاضر نیستم یک لحظه از این ۸ رو...