100 | اسلایدی - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:53
اینقدر اسلاید و نمونه سوال جمع کردم و پخش کردم که اون روز یکی از بچه ها داشت هل هلکی میومد طرفم یهو گفت : ببخشید آقای اسلایدی! جواب سوالای روان شناسی رو ندارید؟آقای اسلایدی؟!!!!!همونجا فلشمو شکستم و قول دادم سمت هیچگونه تکنولوژیی نرم.
101 | بچه های آسمان - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:53
چند وقتی بود که به سرم زده بود که یه کار جدید یاد بگیرم و رفتم پرسیدم . بهم گفتن ۱۰۰ تومنه هزینه آموزشش . دلم نیومد به خانواده بگم برای هزینه اش و تو همون حال و احول دیدم انجمن اسلامی یه مسابقه کتابخو
103 | آه آبادی - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:53
تو توضیحات کاراکترای پست گفتم که چون از یکی از بچه ها خوشمون نمی اومد تو نمایشمون بهش نقش زهیر بن قین رو دادیم و مجبور شد تو اون گرما 45 دقیقه رو زمین نقشه یه مرده رو بازی کنه ؛ در اصل فقط محض اذیت کردن این نقشو بهش دادیم ... چند وقت پش فهمیدم مدیر صحنه چند تا تئاتر خوب شده . زندگی بازیای خوشو داره ...
106 | ویرینه ، ویریده - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:53
خدایا ! من تو حسابرسی اعمال اون دنیام از تمام حقی که گردن بقیه آدما داشتم میگذرم ... اما عوضش باید تمام ویروسا و باکتریایی که باعث شدن سرما بخورم و دهنم سرویس بشه رو تحویلم بدی . میخوام یَکی یَکی دهنشونو همونجا سرویس کنم نکبتا-_____-
107 | تا باشه ... - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:53
... از این روزاu2066❤️u2069دورهمی و کار بار ... با اینکه سرماخوردگی امونمو بریده بود ولی دوست دارم این روزا یادم بمونن .
1 | چیزای باارزش - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 22:00
+یه وقتایی جلوی خودمو میگیرم آهنگی رو که خیلی برام خاطره انگیزه برای کسی نفرستم .... ■یا مثلا عکسی رو که خیلی دوستش دارم به کسی نشونش ندم ●یا جملاتی رو که خیلی برام عزیزن جایی ننویسم که مجبور باشم هر
2 | روزگار پیش رو - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 22:00
+خودمونیم ها! یه وقتایی این آخر شبا یه حس خوبی از ناکجا آباد یهو میخوره به آدم و از لابلای منافذ پوستش وول میخوره میره تو ... خودمم نمیدونم یهو چی شد و از کجا سر رسید ولی اینقدر عطر خوبی داره که آدمو
3 | انتخاب - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 22:00
+سکانس اول: ماشینو با یه زاویه بد جلوی ماشین آژانسی که در خوابگاه بود پارک کردم ؛ راستش فکر نمیکرد زود بخواد حرکت کنه. یکی از بچه ها منتظر بود بیان دنبالش بره ترمینال و بعدم برگرده خونه .شیشه ماشینو د
4 | راهی که پشت سر گذاشتیم - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 22:00
+بعضی وقتا میبینم یه نفر میگه که :"کاش میشد برگشت و همه چیزو تغییر داد" من هیچوقت اینطوری فکر نمیکردم ! همیشه از اتفاقای بدی که میفتاد برای محکم تر کردن ریشه هام استفاده کردم... اگه به خاطر پاییز و ز
5 | درباره معنی زندگی - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 22:00
+روزى مردى به نزد ویل دورانت، مورخ و اندیشمند مشهور، رفت و از او درخواست کرد دلیلى به دست او بدهد که “چرا نباید خودکشى کند؟” دورانت در آن وقت محدود، جواب هایى به او داد و مدتى بعد، نامه اى براى بیش از
6 | نامه به کودکی که همین حوالی متولد شد - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 22:00
سلام از کودک خواندنت بیزارم چرا که این لفظ برای کسی است که هیچ قدرتی ندارد ؛پس از هم اکنون "تو" می خوانمت."تو" عزیز! هم اکنون از مسیری چندماهه و خوابی طولانی ، روزگار و زندگی ات را به عرصه ی وجود کش
7 | دیدار - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 22:00
اجازه ی این را داشتم که با هرکه میخواهم ساعاتی را بگذرانم ... با خودم به اسامی اشخاصی که در طول تاریخ درخشیده اند، فکر کردم... دانشمندان و فیلسوفان زیادی را از نظر گذراندم و افکارشان را به خودم یادآور
8 | منِ غیر خوب - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 22:00
+کتابه رو یادتونه که معرفی کردم ؟ وضعیت آخر رو میگم. یه بخشی از این کتاب میگه که هرکدوم از ماها یه کودک درون شخصیت خودمون داریم که تو هر آدمی یه وقتایی سکانو دستش میگیره و بر اساس ویژگیای خودش اون شخ
9 | سایه - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 22:00
شاید اولین باری که چهره شو دیدم تو یکی از کتابای کمک درسی کنکورم بود . یه کاریکاتور کوچیک از صورت مهربون و آرومی که کلی حرف پشت نقابش پنهون کرده .دومین برخوردم با صداش بود ... درست بعد از کنکور تو کا
10 | شاخه ی عشق الهی - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 22:00
+دلم که از زمین و زمان بگیرد دیگر دست به سجاده نمیبرم!اشتباه فکر میکنی ! به خدا اعتقاد دارم؛ خیلی عجیب و عاشقانه هم دوستش دارم ... اما همین خدایی که به وجود لایزالش میبالم ، نماینده ی تام الاختیار مه